افغانستان در ارزیابی‌های جهانی؛ چرا ردهٔ آخری نباشیم؟

به‌‌طور کل می‌توان گفت منظور از امنیت یعنی در امان بودن از هر گونه آسیب، تهدید و ناآرامی فیزیکی و روانی؛ اما آیا شهروندان افغانستان اکنون در امنیت کامل به‌سر می‌برند؟

رمزیه نیازی

—————————————-

بربنیاد ارزیابی اخیر دانشگاه جورج‌تاون، از میان ۱۸۱ کشوری که در «شاخص جهانی زنان، صلح و امنیت» مورد بررسی قرار گرفته‌اند، افغانستان با بدترین عملکرد در برابر زنان، در آخر فهرست آمده است.

این ارزیابی در حالی انجام شده است که افغانستان زیر سلطه و قدرت طالبانی نفس می‌کشد.
نوشتهٔ حاضر، به همین موضوع و شاخص‌های امنیت و زنان می‌پردازد.

مسالهٔ زنان و امنیت در هر موقعیت، از مسائل مهم و حیاتی بوده و نقش تعیین‌کننده دارد و اما اکنون در افغانستان، به این‌ها از دو زاویهٔ متفاوت دیده می‌شود که در ادامه، بیشتر مورد بحث قرار خواهند گرفت.

در نخست، در بحث امنیت، پرسشی مطرح است که آیا واقعاً طالبان در افغانستان امنیت آورده‌اند؟

به‌‌طور کل می‌توان گفت منظور از امنیت یعنی در امان بودن از هر گونه آسیب، تهدید و ناآرامی فیزیکی و روانی؛ اما آیا شهروندان افغانستان اکنون در امنیت کامل به‌سر می‌برند؟

شماری از شهروندان کشور می‌پندارند که طالبان در کشور امنیت آورده‌اند؛ زیرا قدرت دارند و با زور می‌توانند مجرمین را شناسایی، دستگیر و مجازات کنند.

به باور آنان، طالبان برای اصلاح دیگران می‌توانند دست دزد را ببرند، بر قاتل حکم قصاص را اجراء کنند، زنان را به خاطر بی‌حجابی و نداشتن محرم شرعی، مجازات، زندانی و شکنجه کرده و به‌طور کل، ایجاد ترس و وحشت نمایند تا کسی مرتکب جرم نشود.

این دسته از شهروندان، بدون آن که آسیب‌شناسی کنند، رفتار طالبان را عادلانه، قانونی و مطابق احکام شرعی و سنتی می‌دانند.

در کنار این گروه، افرادی هم هستند که از این اوضاع راضی نیستند و کنش‌های طالبان را جرمی در حق بشریت می‌پندارند.

با بررسی این وضع، متوجه می‌شویم که موردی هم زیر عنوان امنیت روانی داریم که اکنون در افغانستان وجود ندارد. زیرا در چنین فضایی که ترس و ارعاب حاکم است، هر کس، حتی همین افرادی که افکار طالبانی دارند، نگران‌اند که مبادا با کوچک‌ترین خلافی هم، طالبان آنان را دستگیر و مجازات کنند.

چنان‌که در چندسال اخیر، شماری زیادی از شهروندان افغانستان، به بهانه‌ها و دلایل مختلف، از سوی طالبان دستگیر شده و مورد شکنجهٔ جسمی و روحی قرار گرفته‌اند.

در چنین اوضاعی، ناامنی روانی بیشتر می‌شود و حتی خورد و خواب را بر افراد ناممکن می‌‌سازد.
از همین‌رو، بسیاری‌ها بدین باورند که طرز تفکر طالبانی، طرز پوشش طالبانی، قدرت‌طلبی، زورگویی‌، قوانین عجیب و فتوا دادن‌های آنان باعث می‌شوند که شهروندان احساس ناامنی بیشتر کنند. این دسته از مردم، نظام طالبانی را باعث ایجاد ناامنی می‌‌دانند تا تأمین امنیت!

بحث بعدی، وضعیت زنان در این دوره است.
همانند مسالهٔ امنیت، در مورد زنان هم دو دیدگاه وجود دارد.

دیدگاه نخست این است که در جامعهٔ مردسالار افغانستان، بیشتر به زنان، به عنوان کالا دیده می‌شود و بسیاری از مردان باور دارند که حضور زن برای خانه مهم است و مسوولیت‌های اصلی زنان، خانه‌داری و فرزندآوردن استند.
بنابر این، آنان فکر می‌کنند که بیرون رفتن زن از خانه باعث ایجاد فساد در جامعه شده، برای خانواده مصیبت و بی‌غیرتی به‌بار می‌آورد.

البته در کنار این دسته مردان، زنانی هم وجود دارند که همین فکر را دارند و خانه‌داری و فرزندپروری را وظیفهٔ خود دانسته، تلاش می‌‌ورزند مراقب باشند تا خدا نخواسته مردان به وسیلهٔ آنان به فساد مبتلا نشوند؟!

در واقع، این دیدگاه و تفکر مشترک بین این دسته از شهروندان و طالبان، از آبشخور باورهای سنتی نهادینه‌شده در جامعه می‌آید.

از سوی دیگر، گروهی از زنان، به‌خصوص زنان شاغل و آزادی‌طلبی هم وجود دارند که قبل از دورهٔ طالبان، رد پای‌شان بر سنگ‌فرش‌ خیابان‌ها وجود داشت.

اکثریت این زنان اکنون در خانه‌‌ها زندانی مانده‌اند و اگر تصمیم هم بگیرند بیرون بروند، این خواستهٔ‌شان با انواع ترس و وحشت همراه است. چون می‌ترسند که مبادا طالبان در جایی، از آنان درخواست محرم شرعی کنند؛ مبادا به بهانهٔ بدحجابی مجازات شوند؛ مبادا پای‌شان به زندان‌ها کشانید شود ‌و ده‌ها ترس دیگر.

قبل از رسیدن طالبان به اریکهٔ قدرت، این دسته زنان مدت طولانی در اجتماع بوده‌اند، کار کرده‌اند، شهر را بدون ترس گام زده‌اند و به آگاهی از حقوق‌شان رسیده‌اند. بنابر این، اکنون نمی‌توانند در خانه، زورگویی‌ مردان خانواده را تحمل کنند و در بیرون هم از ترس طالب، نفس در سینه‌های‌شان حبس گردد.
در نتیجه، این دسته از زنان دچار ناامنی روانی شده و زیستن برای‌شان طاقت‌فرسا می‌شود.

پیش از دورهٔ طالبان در افغانستان، بسیاری از زنان کشور، آزادی نسبی داشتند و می‌توانستند در مقابل ناملایمات خانواده‌گی و حتی اجتماعی صدا بلند کنند. وزارتی به نام وزارت زنان هم – گذشته از بحث کیفیت کار آن – وجود داشت تا به مسائل زنان رسیده‌گی کند.

در آن زمان، رفته‌رفته مردان هم دیگر به خود حق نمی‌دادند که پای زنان را به دروازهٔ خانه زولانه کنند. اما اکنون تبر آنان دوباره دسته یافته و به بهانهٔ قوانین سخت‌گیرانهٔ طالبان، می‌توانند بر زنان خانواده محدودیت وضع کنند‌.

البته نمی‌توان چشم‌پوشی کرد که هنوز هم در خانواده‌ها مردانی وجود دارند که از زنان حمایت می‌کنند و از برخورد طالبان با آنان ناراضی‌اند.

با توجه به این‌همه، در می‌یابیم که بحث ناامنی و وضعیت زنان در افغانستان، دو سویه دارد. چون همان‌طور که اشاره شد، شماری می‌پندارند که با آمدن طالبان در کشور، امنیت آمده و زنان هم در وضعیت بهتری قرار گرفته‌اند؛ اما شمار دیگری باور دارند که خود طالبان ناامنی روانی ایجاد کرده‌اند و وضعیت زنان را روزبه‌روز متزلزل می‌سازند.

پس در چنین اوضاعی، اگر در هر ارزیابی جهانی، افغانستان در جایگاه آخر هم قرار بگیرد، بسیار دور از امکان و تعجب‌برانگیز نیست.

Comments closed.