پا به پای تشنهیی که – بیتاریخ – تنهاست!
همانند شعرهاى قبلى تشنه، در اين كتاب هم عشق، اجتماع و سياست محورهاى اساسییی را مىسازند كه سرودهها بر آنها مىچرخند؛ اما ديد شاعر در مقايسه با مجموعهٔ نخست، متفاوتتر و زبانش نيرومندتر است.
همانند شعرهاى قبلى تشنه، در اين كتاب هم عشق، اجتماع و سياست محورهاى اساسییی را مىسازند كه سرودهها بر آنها مىچرخند؛ اما ديد شاعر در مقايسه با مجموعهٔ نخست، متفاوتتر و زبانش نيرومندتر است.
رستم همیشه مسلح است! یک جنگافزار کَمَری روسی را با خود دارد و میگوید که تاکنون، چند بار از آن کار گرفته است. - «انسان است، باید احتیاط جان خوده کرد. از پولیس و این مردما، دلم جمع است که سرم بوی نمیبرند. بیشتر با رقیبها (قاچاقبران دیگر) درگیر میشویم. یک دفعه زخمی هم شدم،…